رابطه عرفان، حکمت، ولایت و سیاست

رابطه عرفان، حکمت، ولایت و سیاست

مصاحبه با دکتر غلامرضا اعوانى

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم. حسبنا اللّه‏ و نعم الوکیل؛ نعم المولى و نعم النصیر.

ذکر این مطلب به عنوان مقدمه، ضرورى است که ما اگر به تاریخ مراجع تقلید شیعه، در گذشته نظر کنیم، کم‏تر مرجعى را مى‏ بینیم که اهل فلسفه باشد و از آن کمیاب‏تر، مرجعى که عارف باشد یا در عرفان توغلى کرده باشد. ترکیب فقیه و حکیم، یا فقیه و عارف بسیار نایاب است، و نایاب‏تر از این ترکیب، ترکیب فقیه، حکیم و عارف است. فقها نوعا مشهورند به این‏که مخالف عرفان و حکمت هستند؛ چه رسد به این‏که آن را تدریس کنند.

حضرت امام، هم به فقاهت شهرت داشتند و هم به حکمت و هم به تدریس متون عرفانى. این ترکیب، یک چیز تازه‏ اى است و بنده گمان مى‏کنم یکى از عوامل موفقیت امام همین جامعیت ایشان بوده است؛ یعنى اگر ایشان علاوه بر فقه ،حکمت و عرفان نخوانده بودند،این دید وسیع را پیدا نمى ‏کردند. حکمت و عرفان، افق دید را وسعت مى‏ بخشد و نگرش دیگرى به انسان مى‏ دهد. این جنبه از شخصیت امام فوق العاده حائز اهمیت است و باید روى آن تأکید شود. ....

ادامه نوشته

ادامه اندیشه اسلامی2 / فصل دوم: امامت و ولایت

ادامه جزوه: اندیشه اسلامی دو – فصل دوم: امامت و ولایت

* چرا حکومت الهي (ديني)؟

چون: الف - خداوند خالق کل عالم هستي است. لذا مالک مطلق موجودات خداوند است.

مالکيت دو گونه است:

1- مالکيت حقيقي: مالکيت با اختيار کامل و بر تمام اجزاء و وجود يک شئ

2- مالکيت اعتباري: مالکيت همراه با محدوديت (قانوني يا وجودي)

خداوند در خلقت انسان غايتي منظور نموده است. براي نيل به آن مقصود او را راهنمايي و هدايت مي نمايد.

ادامه نوشته

رندان  تشنه لب و کوکب هدایت/ لسان الغیب حافظ شیرازی

رندان  تشنه لب و کوکب هدایت

 

زان  یار دلنوازم  شکریست  با  شکایت[1]

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت[2]

بی مزد بود و منت هر خدمتی که  کردم          یا رب  مباد  کس را  مخدوم بی عنایت

رندان  تشنه  لب  را  آبی  نمی‌دهد  کس         گویی  ولی شناسان  رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا         سرها بریده بینی بی جرم  و  بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی   جانا  روا  نباشد  خونریز  را  حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود         از گوشه‌ای برون آی ای  کوکب  هدایت

از هر طرف که رفتم جز  وحشتم  نیفزود         زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای  آفتاب  خوبان[3]  می‌جوشد  اندرونم         یک  ساعتم  بگنجان  در  سایه  عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست      کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند  بردی  آبم  روی  از درت نتابم        جور از حبیب خوشتر کز مدعی  رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ 

قرآن  ز بر   بخوانی   در   چارده   روایت[4]

 (دیوان حافظ شیراز/ غزلیات/غزل94)

  شرح غزل:

     بسیاری از حافظ شناسان اعتقاد دارند این شعر یا حداقل دو بیت از این شعر در مورد امام حسین(علیه السلام ) است.

به یقین این غزل خواجه شیراز لسان الغیب اشاره های مستقیمی به ارزش های مذهب عرفانی و عاشقانه تشیع امامیه و علویه دارد. چون در دوران قبل از صفویه مردم ایران و احیانا اکثرشان ازمسلمانان اهل تسنن بوده اند، البته به دلایل حکومتی، اما معصومین و تشیع در میان ایرانیان همان زمان هم بسیار عزیز و مکرم بوده اند که جناب حافظ هم در اعتراض نهفته به خلفای سنی آن زمان این غزل را سروده است. لذا به وضوح دیده می شود که : … گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت…(بااشاره به دقت به نکته های غزل)…رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس …(اشاره به واقعه ی کربلا) … گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت..(اشاره به عقب نشینی شیعیان ایران به دلیل ترس از خلفای اموی)…سر ها بریده بینی بی جرم و بی جنایت … (باز هم اشاره به عاشورا)…جانا روان نباشد خون ریز را حمایت…(انتقاد از خدمتگزاران دستگاه حکومتی خلفا)…از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت…(آرزو برای ظهور امام زمان در شب سیاه عصر خود)…قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت…(اشاره به قرآن و عدد ۱۴ روایت و چهارده معصوم)

آری! ابیات و ترکیبات: یار دلنوازم / نکته دان عشق/ بشنو این حکایت/  سر ها بریده بینی /  بی جرم و بی جنایت / یا رب! مباد کس را، مخدوم بی عنایت / رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس/  گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت! / در زلف چون کمندش/ صد هزار منزل/ جور از حبیب خوشتر/ ای آفتاب خوبان/ ای کوکب هدایت/ وین راه بی نهایت/ قرآن زبر بخوانی با چارده روایت؛ اینها همه حکایت از یک حماسه بزرگ عاشقانه ای می نماید که سر از عاشقان الهی و پاکباختگان عاشورایی در صحرای کربلای نینوا دارد و چقدر بیت اول این غزل شورانگیز با نی نامه ی مثنوی مولانا قرابت ظاهری و معنایی دارد. تو گویی هر دوی این بزرگواران باید از راز حقیقت حماسه عاشورا پرده بردارند و ناله ی عاشقانه سردهند. آری نی نامه مولانا با ذکر و شرح مصیبت انسان کامل از زبان یک انسان کامل آغاز می شود و تمامی مثنوی فیوضات خود را از این ذوات مقدسه مدد می گیرد و لذا از شدت عشق به اهل بیت علیهم السلام تمامی ابیاتش شرح آیات قرآن می شود همان قرآنی که آوازش از سَر نِی آغاز شد و زینب کبرا سلام الله علیها آن را با گوش جان شنید و .... پس ما هم بایداین حکایت را با گوش جان که همان گوش عشق است، بشنویم تا از راز این حکایت و سرّ آن شکایت سر در بیاوریم . همانطور که حافظِ لسان الغیب ما را امر به شنیدن این حکایت می کند، مولانا جلال الدین محمد هم ما را امر به شنیدن آن می نماید.... فاعتبروا یا اولی الابصار؛

بشنو از نی چون حکایت می کند

از جدایی ها شکایت می کند....    

و آخر دعویهم ان الحمد لله رب العالمین

[1] . وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب). شکر با شکایت مطلع آغازین دعای مناجات شعبانیه است.

[2] . از اُدبا نقل است که این غزل بی شک از زیباترین اشعار حافظ است، سرشار از صنایع ادبی و مضامین عمیق. گویند ادیب نیشاپوری از خواندن این غزل بیهوش می افتاد…

[3] . آفتاب خوبان شاره است به وجود مقدس امام زمان علیه السلام.

[4] . یعنی قرآن را با زبان و روایت چهارده معصوم می خوانی. منظور حافظ از سرودن این اشعار زیبا خاصه امام حسین علیه السلام و شهدای گرانقدر کربلا است.(دکتر حسین الهی قمشه ای)

ادامه نوشته