تفاوت ها و ویژگی های دنیا و آخرت

حقیقت جهان

تفاوت ها و ویژگی های

دنیا =/= آخرت

(اول - اُولی- عالَم) =/= (آخِر اُخری -  قیامت)

ماده/مادی(طبیعی) =/= غیر مادی(معنوی)

ارض =/= سماء

عرض جهان =/= طول جهان

ظاهر(ظلمت) =/= باطن ( نور )

عَرَضی(اَعراض) =/= جوهر ذاتی(جواهر)

مرکّب(قوا و عناصر و مواد) =/= مجرّد از قوای عنصری (تجرد تام)

حیات دنیوی(در دنیا) =/= حیات اخروی(در آخرت)

زمانی - مکانی =/= لا زمانی-لا مکانی

کثرت تجلی(قوابل و عناصر) =/= وحدت عوامل و شؤون صفات

افعال(تجلی فعلی) =/= اعمال(ظهور نتایج عمل)

نیازمند به قوای خود =/= بی نیاز(غنی)از قوای خود

محدود (کرانه مند) =/= نامحدود (بی کرانه)

وابسته(به آخرت) =/= مستقل(از دنیا)

قابل =/= فاعل

قوانین طبیعی =/= اسما و صفات الهی

محاط(در آخرت) =/= محیط(بر دنیا)

فناپذیر =/= فنا ناپذیر

موقت =/= جاودانه

دار ممات =/= دار حیات

متحرک =/= محرک

متغیر(تغییر در هر لحظه) =/= ثابت(ثبات در وجود)

تحلیل =/= تکامل

تبدیل =/= ترفیع

عامل موت (مرگ) =/= عامل حیات (زندگی)

عالم خیال =/= عالم بیداری

دار الفاظ(بیرون) =/= دار معنا(درون)

محل چُرت و خواب و قعود=/= محل بیداری و قیام و قیامت

مخلوق و تابع =/= خالق و متبوع

دنیا در آخرت =/= آخرت بر دنیا

عالم جزئیات و محسوسات =/= عالم معقولات و کلیات

سایه، مستنیر(ماه)=/= نور آفتاب (منیر)

نسبی - اعتباری =/= مطلق اصیل

هستی نما =/= هستی ما

 

تفاوت ها و ویژگی های جسم و روح

حقیقت انسان

تفاوت ها و ویژگی های

جسم =/= روح

(جسد - کالبد - بدن - تن - جسم) =/= (جان- عقل- قلب(دل)- روان- نفس )

مادی(طبیعی) =/= غیر مادی(معنوی)

ظاهر(ظلمت) =/= باطن ( نور )

عَرَضی(ارض) =/= جوهر ذاتی(سماء)

مرکّب(قوا و اعضا و جوارح) تجسّد تام =/= مجرّد از قوای جسم و جوارح(تجرد تام)

دنیوی(در دنیا) =/= اخروی(در آخرت)

زمانی - مکانی =/= لا زمانی-لا مکانی

کثرت(قوا و اعضا و جوارح) =/= وحدت قوا و شؤون نفس

افعال(فعل) =/= اعمال(عمل)

نیازمند به قوای خود =/= بی نیاز(غنی)از قوای خود

محدود (کرانه مند) =/= نامحدود (بی کرانه)

وابسته(به روح) =/= مستقل(از جسم)

مَرکب ( مطیع) =/= راکِب ( مطاع )

غریزه (غرایز طبیعی) =/= فطرت(قوای فطری الهی)

محاط(در روح) =/= محیط(بر جسم)

فناپذیر =/= فنا ناپذیر

موقت =/= جاودانه

موت(مرگ) =/= فوت(دریافت)

متحرک =/= محرک

متغیر(تغییر در هر لحظه) =/= ثابت(ثبات در شخصیت)

تحلیل =/= تکامل

تبدیل =/= ترفیع

ممات (مرگ) =/= حیات (زندگی)

ناخودآگاه =/= خود آگاه

لفظ(بیرون) =/= معنا(درون)

چُرت و خواب و خستگی=/= بیدار و نستوه و قائم

مخلوق و تابع =/= خالق و متبوع

جسم در روح =/= روح بر جسم

علم حصولی =/= علم حضوری

مستنیر(ماه)=/= آفتاب (منیر)

نسبی - اعتباری =/= مطلق - اصیل

فلسفه برای کودکان

فلسفه برای کودکان

ابتدا باید معنای آموزش فلسفه به کودکان را بیان نمود. فلسفه به مجموع آراء و نظریات اندیشمندان درباره هستی یا جهان، شناخت و ارزش اطلاق می‌شود. در این معنا فلسفه، رشته‌ای از دانش های بشر تلقی می‌گردد. البته کودکان از لحاظ توان عقلی در سطحی قرار ندارند که بتوانند با آراء و نظریات فیلسوفان آشنا شوند! چرا که طرح نظریات فلسفی و یا آنچه در مکتب های مختلف فلسفی مطرح شده است برای کودکان و نوجوانان نه جالب است و نه با سطح رشد عقلانی آنها تناسب دارد.

لذا معمولا چهار جنبه را در کار فیلسوفان متمایز ساخته اند. این جنبه‌ها عبارتند از:

۱) فعالیت های خاص

۲) روش های معین

۳) ویژگی های فکری معین

۴) استنباط فیلسوفان از؛ هستی، شناخت و ارزش ها.

همانطور که در پیش گفته شد معمولاً فلسفه را بعنوان مجموع نظریات فیلسوفان درباره سه موضوع بالا مطرح می‌سازند. به نظر می رسد در جنبه‌های دیگر کار فیلسوفان، می‌توان روشهایی را که با تجربیات کودکان و نوجوانان سازگار باشد مطرح نمود. اکنون جنبه‌های مختلف کار فیلسوفان را مطرح می‌کنیم و مواردی را که می‌توان در آموزش کودکان و نوجوانان از این جنبه‌ها استفاده نمود را یاد آوری می کنیم .

الف) فعالیت های خاص کار فلسفی

جنبه اول بصورت فعالیت های خاص در کار فیلسوفان مشاهده می‌گردد. این فعالیت ها عبارتــند از:

۱. تحلیل زبان و فکر (شناخت مفاهیم کلمات)؛

۲. ترکیب (درک ارتباط اجزاء یک شیء)؛

۳. انتقاد (ارزیابی رفتار و دلایل آن)؛

۴. بررسی ارزشها ( درک ارزش یک عمل)؛

۵. سیر عقلانی (جنبه عقلانی شخصیت)؛

۶. تفسیر یا بسط نظریات علمی(شرح و بیان امور و ارتباط آنها با محیط).

 

 

ادامه نوشته

جهان بینی عرفانی/ عمان سامانی

جهان بینی عرفانی

در گنجینة الاسرار عمان سامانی

در بیان اینکه صاحب جمال را خودنمائی موافق حکمت شرط‌ست و اشاره به تجلی اول بر وجه اتم و اکمل و پوشیدن اعیان ثابته کسوت تعین را و طلوع عشق از مطلع لاهوتی و تجلی به عالم ملکوتی و ناسوتی- نعم ماقال:

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد/ عشق پیدا شد و آتش بهمه عالم زد (حافظ)

بر مصداق حدیث کنت کنزاً مخفیا فأحببت ان اعرف بر مذاق اهل توحید گوید:

کیست این پنهان مرا در جان و تن[1]       کز  زبان  من  همی  گوید  سخن؟

این که گوید از لب من راز کیست        بنگرید  این  صاحب  آواز  کیست؟

در من اینسان  خود نمایی  می‌کند         ادعای  آشنایی  می‌ کند

کیست  این  گویا  و شنوا  در تنم؟            باورم  یا رب  نیاید  کاین  منم!

متصل تر با همه  دوری  به  من          از نگه  با چشم  و از لب با سخن!

خوش پریشان با منش گفتارهاست         در پریشان گویی اش اسرارهاست

گوید او چون شاهدی صاحب جمال       حسن  خود  بیند  به  سرحد  کمال

از  برای  خودنمایی  صبح  و شام        سر برآرد  گه  ز روزن گه  ز بام

با  خدنگ  غمزه  صید  دل  کند          دید  هر جا  طایری  بسمل  کند

گردنی هر جا  در آرد  در  کمند          تا  نگوید  کس  اسیرانش  کمند

لاجرم  آن  شاهد  بالا  و  پست           با  کمال  دل ربایی  در  الست

جلوه‌اش گرمی  بازاری نداشت           یوسف حسنش خریداری نداشت

غمزه‌اش  را  قابل  تیری  نبود           لایق  پیکانش  نخجیری  نبود

عشوه‌اش هرجا کمند انداز گشت          گردنی  لایق  نیامد،  باز گشت

ماسِوی  آیینۀ ی آن  رو  شدند            مظهر  آن  طلعت  دلجو  شدند

پس جمال خویش  در آیینه  دید           روی زیبا دید و عشق آمد  پدید

مدتی  آن عشق بی نام  و نشان           بد  معلق  در  فضای  بیکران

دلنشین  خویش  مأوائی نداشت           تا درو منزل کند جایی  نداشت

بهر منزل بی قراری ساز کرد           طالبان  خویش  را  آواز  کرد

چونکه یکسر طالبانرا جمع ساخت      جمله را پروانه خود را شمع ساخت

جلوه‌ای کرد از یمین و از یسار            دوزخی  و  جنتی  کرد  آشکار

جنتی  خاطر  نواز  و  دل فروز

دوزخی دشمن گداز و غیر سوز[2]



[1] وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( بحر رمل مسدس محذوف ).

[2] عمان سامانی، گنجینة الاسرار، بخش 1، شعر از عمان سامانی(خدا جوئی فطری )"انا اقرب الیه من حبل الورید "مناسب برای درس یک دین و زندگی دوازدهم و نیز دین و زندگی دهم درس دوم.

تربیت دینی کودکان

تربیت دینی کودک از منظر آیات و روایات

کودکان در اسلام بصورت ویژه مورد توجه قرار گرفته‌اند تا حدی‌که آیات و روایات بسیاری برای نحوه رفتار با آنها سفارش شده است.

به گزارش خبرگزاری کودک و نوجوان، کودکان، نزد والدین و در جامعه، در حکم «امانت الهی» هستند، خیانت در امانت، مطرود قرآنی است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و ( نیز ) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که می‌دانید (این کار، گناه بزرگی است!» (انفال ـ ۲۷) و امانت را باید به امانتدار امین سپرد که: «إِنَّ اللهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلی أَهلِها…» «خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید!…» (نساء ـ ۵۸)

 

ادامه نوشته

جهان عشق است/نظامی گنجوی

جهان بینی عرفانی

نظامی گنجوی / خسرو و شیرین

جهان عشق است

جهان عشق است و  دیگر  زرق سازی

همه   بازی  است  الا  عشق  بازی [1]

فلک  جز  عشق  محرابی  ندارد             جهان  بی  خاک  عشق  آبی  ندارد

غلام  عشق  شو  اندیشه  این است           همه صاحبدلان را  پیشه  این است

دلی کز عشق خالی شد فسرده ست     گرش صد جان بُوَد بی عشق مرده ست

مبین در عقل کان سلطان جان است        قدم در عشق نه کان جان ِ جان است

ز سوز عشق خوش تر در جهان نیست     که بی او گل نخندید،  ابر نگریست

طبایع  جز کشش کاری  ندارند              حکیمان این کشش را عشق  خوانند

گر  اندیشه  کنی  از  راه  بینش             به   عشق   است   ایستاده،  آفرینش

چو من بی عشق خود را جان ندیدم             دلی   بفروختم ،   جانی   خریدم

کمر  بستم   به  عشق   این   داستان   را

صلای   عشق   در  دادم   جهان  را [2]

 



[1] وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (بحر هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی).

[2] نظامی گنجوی / Nezami Ganjavi, خسرو و شیرین.