اندیشه اسلامی 1/ عدل الهی
عدل
درس11
عدل الهی
اشاره
اصل دوم از اصول اعتقادی اسلام عدل خداوند متعال است، عدل یکی از صفات جمالیه خداوند متعال است مساله عدل الهی از یک سو با اصل ایمان به خدا ارتباط دارد و از سوی دیگر با مساله معاد، و از سویی با مساله نبوت و امامت و از طرفی با مساله فلسفه احکام، پاداش و جزا، جبر و تفویض مربوط میشود از این جهت اعتقاد به اصل عدالت یا نفی آ «می تواند چهره تمام معارف و اعتقادات دینی را دگرگون سازد، اضافه بر این بازتاب عدل الهی در مساله عدالت اجتماعی و عدالت اخلاقی و مسائل تربیتی نیز قابل انکار نیست به خاطر این ویژگی هاست که در بین صفات خداوند عدل از اصول اعتقادی شمرده شده است.
تاریخچه مساله عدل
طایفه ای از اهل سنت که اشعری نامیده میشوند به این اصل معتقد نیستند اینها منکر عدالت خداوند نیستند ولی میگویند از این نظر که خداوند مالک جهان هستی است هر کاری بکند) حتی نیکوکاران را مجازات کرده و بدکاران را پاداش دهد) عین عدالت است اعتقاد این گروه این است، حسن و قبح در رابطه با افعال خداوند راه ندارد و هر چه انجام دهد حسن و نیکو است رئیس این طایقه ابوالحسن اشعری از نوادگان ابوموسی اشعری است. انگیزه اصلی پیدایش این عقیده از یک سو گرفتاری آنها در چنگال مساله جبر بود زیرا اشاعره از طرفداران سر سخت جبر، و اختیار نداشتن بندگان در افعال خود بودند آنها میگویند انسان محکوم سرنوشت و اراده خداوند است و هر چه انجام دهد خواست خداوند بوده است، از طرف دیگر آنها در برابر این سوال قرار میگرفتند که چگونه انسانی که در کارهایش مجبور است عذاب میشود و چگونه با عدالت خداوند سازگار است لذا ناچار شدند عدل الهی را انکار کرده و بگویند: خداوند هر کاری بکند عین عدالت است. شیعه با الهام از قرآن و کلمات معصومین علیهم السلام عدالت خداوند را یکی از اصول اعتقادی اسلام معرفی نموده و میگوید اعتقاد به عدل از اصول دین است شیعه معتقد است که حسنو قبح عقلی وجود دارد و مسلک جبریون را رد میکند.
امیر المومنین علیه السلام در عبارت فشرده و پر محتوایی توحید و عدل را در کنار هم قرار داده و میفرمایند: التوحید ان لاتتوهمه و العدل ان لاتتهمه توحید آنست که او را در وهم و اندیشه خویش نیاوری (زیرا هر چه در وهم آید محدود است) و عدل آن است که او را متهم نسازی (اعمال قبیحی که از تو سر زده به او نسبت ندهی).1
دلائل عدل الهی
دلیل عقلی: ظلم قبیح است و خداوند حکیم هرگز کار قبیح انجام نمیدهد، زیرا عوامل ظلم چند چیز است و خداوند منزه از آنهاست.
عوامل و ریشه های ظلم:
1 نیاز: کسی ظلم میکند که برای رسیدن به اموری نیازمند باشد و از راه ظلم بتواند به آنها برسد.
2 جهل و نادانی: کسی ظلم میکند که زشتی و قبیح بودن ظلم را نداند.
3 رزائل اخلاقی: کسی ظلم میکند که در وجودش کینه، عداوت، حسد، خودخواهی و هواپرستی باشد.
4 عجز و ناتوانی: کسی ظلم میکند که از دفع ضرر و خطر از خودش عاجز است و برای رسیدن به هدف راهی جز ظلم ندارد.
هر ظلمی در عالم واقع میشود در اثر یکی از این عوامل است و اگر این عوامل نبود هیچ ظلم و ستمی در هیچ کجا واقع نمیشد و هیچ یک از عوامل مذکور به ساحت قدس پروردگار راه ندارد زیرا خداوند:
الف غنی و بی نیاز مطلق است.
ب علمش نامحدود و بی پایان است.
ج تمام صفات کمال را دارا است و از تمام عیوب و نواقص پاک و مبری است.
د دارای قدرت نامتناهی و بی حد میباشد پس او عادل است.
در دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه چنین آمده است: و عفوک تفضل و عقوبتک عدل خدایا عفو تو تفضل است و مجازات تو عین عدالت میباشد.
و از ائمه معصومین علیهم السلام نقل شده که در پایان نماز شب این دعا خوانده شود: و قد علمت یا الهی انه لیس فی نقمتک عجله و لا فی حکمک ظلم و انما یعجل من یخاف الفوت و انما یحتاج الی ظلم الضعیف و قد تعالیت یا الهی عن ذلک علوا کبیرا خدای من، من میدانم که در مجازات تو عجله نیست و در حکم تو ظلمی وجود ندارد کسی عجله میکند که میترسد فرصت از دست برود و کسی ظلم میکند که ضعیف و ناتوان است و تو ای خدای من از اینها برتر و بالاتری.2
معنای عدالت خداوند
غیر از معنای مشهوری که برای عدل هست (خداوند عادل است و به کسی ظلم نمیکند) معنای وسیعتری هم وجود دارد: 1 عدل در خداوند یعنی دوری آفریدگار از انجام هر عملی که بر خلاف مصلحت و حکمت است.
2 عدل یعنی: همه انسانها در پیشگاه خداوند از هر جهت یکسان و برابرند و هیچ انسانی نزد او بر دیگری برتری ندارد مگر کسی که با تقوا و اعمال نیک خود را از فساد و تباهی دور بدارد. ان اکرمک عند الله اتقیکم ان الله علیم خبیر همانا گرامی ترین شما نزد خداوند کسی است که پرهیزکارتر باشد به درستی که خداوند دانای خبیر است.3
3 قضاوت و پاداش به حق: یعنی خداوند هیچ عملی را هر چند خیلی ناچیز و کوچک باشد از هیچ کس ضایع نکره و بی اجر و پاداش نیم گذارد و بدون تبعیض به هر کس جزای عملش را خواهد داد. فمن یعمل مثقال ذره خیره یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره پس هر کس ذره ای کار خوب انجام دهد آن را خواهد دید و هر کس ذره ای کار بد کند آن را خواهد دید.4
4 قرار دادن هی چیز در محل خودش: العادل الواضع کل شیء موضعه عادل کسی است که هر چیزی را در جای خود قرار میدهد.5
خداوند هر پدیده و مخلوقی را در جای خود آفریده و مواد ترکیبی هر موجودی را به اندازه لازم آن معین کرده است و تعادل و تناسب در تمام پدیده های جهان آفرینش وجود دارد و انبتنا فیها من کل شیء موزون و رویاندیم در روی زمین از هر چیزی به اندازه و حساب شده.6
جهان چون خد و خال و چشم و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست
5 عمل بر مبنای هدف: یعنی تمام آفرینش در جهان هستی بر مبنای هدف است و در ایجاد همه عالم اسرار و دلائلی نهفته است و هیچ چیز بیهوده و عبث نیست. افحبستم انما خلقانکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون آیا گمان کردید ما شما را عبث و بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما بازگشت نمیکنید.7
اعتقاد و یقین به عدل با معانی مذکورش و پیاده کردن هر یک از معانی را در خویشتن آثار اخلاقی فوق العاده ای دارد) عادل عدالت خواه است).
تمرین
1 چرا عدل از اصول اعتقادی شمرده میشود؟
2 دلیل عقلی عدل خداوند چیست؟
3 عوامل و ریشه های ظلم چیست؟
4 بطور فشرده معانی عدالت را بیان کنید.
پاورقی
1 کلمات قصار، نهج البلاغه، حکمت 470.
2 مصباح المتهجد شیخ طوسی، صفحه 173، (دعاهای بعد از نماز شب).
3 سوره حجرات، آیه 14.
4 سوره زلزال، آیه 7.
5 مجمع البحرین، واژه عدل.
6 سوره حجر، آیه 19.
7 سوره مومنون، آیه 117.
بسم الله الرحمن الرحیم