جملات قصار حکیم دینانی / محمد ادیب نیا
جملات قصار حکیم دینانی :
محمد ادیب نیا
زندگی یک مسئله است. وزندگی کردن حل آن مسأله است ،
مرگ عشق ، قصور و توقف معرفت است،
قدم اول معرفت صدق با خود است ،
انسان مجبوراً مختار است ،
سلوک عارف سیر تفکر و تعقل است .
جسم مظهر کثرت وعقل مظهر وحدت است .
انسان عالم دارد چون می تواند از خود فاصله بگیرد و افق دید دارد.
عقلانی ترین مردم عرفا هستند.
معرفت وعقل حد یقف ندارند .
سلوک از کثرت به وحدت رسیدن است .
بالاترین موجود هستی عقل است .
انسان تا آخرین لحظه ی زندگی اش امکان تغییر وهدایتش است .
هر تصوری از حق حق نیست.
عقل همه چیز را تعریف می کند.
هنگامی که مقام انسان در انانیت است دوبین است و نمی تواند مقام فنا را بفهمد.
انسانی که اهل تعقل است دینش نیز عمیق است.
عشق عقل مست است.
معرفت به حق فطری است.
چیزی که بی نهایت است جهت ندارد.
روی کردن به حق یعنی گذشتن از غیر خود.
بهشت آنجاست که زبان ظاهر و زبان دل یکی باشد.
و بهشت یعنی جایی که هرچه هست را می خواهی و هر چه می خواهی آنجا هست.
عقل متکبر نمی شود و همیشه در مقابل حق تسلیم است.
هر چیزی در وجه خود شناخته می شود.
ذات هیچ موجودی را نمی توان شناخت.
به موازاتی که انسان راه نفسانیات را ببندد راه حق گشوده می شود.
اخلاق تعهد عقل است.
روی کردن به حق یعنی گذشتن از غیر خود چون خلأ نیست.
انسان بین دو کفه ی بی نهایت شقاوت و سعادت است.
انسان هیچوقت بدون خواستن نیست.
تواضع عقل دیدن ورای خود است.
خوش سخن نیکو فکر می کند و نیکویی فکر با زیبایی سخن همراه است .
تأمل یعنی گشوده شدن چشم باطن به روی حقیقت .
مخاطب خداوند عقل است.
انسان آنجاست که دل او آنجاست.
انسان چون فهرست عالم آفرینش است می تواند عالم را بشناسد.
عقل همه چیز را تعریف می کند و هیچ چیز نمی تواند عقل را تعریف کند الا عقل.
رسیدن به حق صرفا از درون انسان است.
علم به خود هرگز شکل ندارد.
معرفت به حق فطری است اما مدار تکلیف انسان علم به این معرفت است.
شرط پیدا کردن انسان کامل صدق و درد مندی و طلب در مقام باطن است.
عقل وقتی تعالی پیدا می کند که هم به غیر بیاندیشید و هم اندیشیدن به غیر را بیاندیشید.
ذکر و فکر همواره باید با هم باشند.
هر تصوری از حق، حق نیست و مخلوق ذهن است .
والحمد لله رب العالمین
بسم الله الرحمن الرحیم