درس 3

انسان شناسي

اهمیت شناخت انسان و حقیقت آن؛

ابعاد وجودی آدمی،

حقیقت روح و جسم؛

ابعاد روح انسان؛ بعد ادراکی و گرایشی، بعد نظری و عملی.

آفرينش آدمي؛

جبر و اختيار؛

امر بین الامرین و مذهب اختیار؛

مقدمه

انسان سيری از نيستي به هستي را تجربه نموده، و لذت هستي را درک مي کند. اما از نقطه پاياني اين زندگي در هراس است لذا در جستجوي درک چگونگي و رهايي از ان بر مي آيد، ليکن در بسياري موارد به دامان تخيلات و پندارهاي وهمي مي افتند يا پناه مي برند. اما انسان در ضمير خود، خويش را فاني نمي بيند.

انسان موجودي راز آلود و اسرار آميز است. چون ابعاد وجود او بسيار گسترده مي باشد، شناخت او بسي دور از دسترس است.

کوششهاي فراوان متفکرين در طول تاريخ، به شناخت کامل انسان نیانجاميده است

در اين حوزه پژوهشي مسأله بر سر شناخت «آن» نيست بلکه بر سر شناخت «من» است.

- اهمیت شناخت خویشتن:

یکی از نشانه های مهم علم و حکمت و تدبیر پروردگار آفرینش انسان است که شناخت او موجب شناخت خالق و آفریننده اش می‌باشد.

قال علی علیه السلام: من عرف نفسه فقد عرفه ربه[1]، هر کس خودش را شناخت خدایش را شناخته است.

عجبت لمن یجهل نفسه کیف یعرف ربه[2]، تعجب دارم از کسی که خودش را نشناخته چگونه خدایش را می‌شناسد.

من عرف نفسه فقد انتهی الی غایه کل معرفه و علم، هر کس خودش را شناخت به تحقیق به هر شناخت و علمی رسیده است[3].

معرفه النفس انفع المعارف، شناخت نفس بهترین شناختها است[4].

عجبت لمن ینشد ضالته و قد اضل نفسه فلا یطلبها، در شگفتم از کسی که دنبال گمشده اش می‌گردد در حالی که خودش را گم کرده و آن را طلب نمی‌کند[5].

- حوزه ­هاي انسان شناسي:

انسان شناسي علمي

انسان شناسي فلسفي

انسان شناسي عرفاني

انسان شناسي ديني

اين حوزه­ها روشهاي تحقيق متفاوتي دارند. اما شناخت جامع انسان بدون توجه به دستاورهاي همه اين شاخه ها امکان ندارد.

* انسان در ديدگاه اسلام

انسان يگانه مخلوقي است که مي تواند مظهر و آينه تمام نماي حق باشد (فصلت 53)

غفلت از خويشتن خويش ملازم فراموش کردن خدا است.(حشر 19)

انسان شناسي با ديگر آموزه­هاي اعتقادي اسلامي(نبوت، معاد، اخلاق) ارتباط نزديک دارد.

- آفرينش آدمي

قرآن انسان را فرزند آدم مي خواند (نساء 1).

قرآن نظريه تکامل نژاد انسان از تطور گونه ديگري از حيوانات را مردود مي شمارد.چرا که انسان برتر از ديگر موجودات و اشرف مخلوقات است.

- ساحت هاي وجود انسان

انسان داراي دو ساحت جسماني (مادي) و روحاني (معنوي) مي باشد.

قرآن در خصوص خلقت انسان مي فرمايد: انسان = جسم مادي(ماء+ تراب= طين ؛ صلصال) + روح (روحي ملکوتي) نفس انساني

روح و جسم با هم تعاملي دوسويه داشته و بر هم اثر مي گذارند.

اسلام احترام بر دو ساحت را لازم مي داند، اما اصالت با گوهر روحانيت انسان است.

- روح انسانی اعجوبه عالم خلقت:

بعد دیگر وجود انسان روح اوست، روح از عجیب ترین و اسرار آمیزترین پدیده های عالم هستی محسوب می‌گردد و علیرغم اینکه از همه چیز به ما نزدیکتر است از معرفت و شناخت آن بسیار ناتوانیم، با اینکه دانشمندان تلاش و کوشش فراوانی برای شناخت روح داشته و دارند ولی همچنان چهره اسرارآمیز روح در پرده ابهام است.

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلً،

از تو درباره روح سوال می‌کنند؟ بگو: روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکی از دانش به شما داده نشده است(سوره إسرا/85). این پاسخ سربسته، اشاره ای پر معنی به اسرار آمیز بودن این پدیده بزرگ عالم هستی است و با این دانش کم جای تعجب نیست که از اسرار روح آگاه نشویم، این اعجوبه نشانه ای بزرگ از وجود خدای قادر متعال است. فعالیتهای مختلف روح انسان ما فعالیتهای روحی و فکری فراوانی داریم، چه در بخش خود آگاه و چه در بخش ناخودآگاه که هر کدام موضوع بحث جداگانه ای هستند و در کتابهای فراوانی از آنها بحث شده است.

قسمتی از این فعالیتها به شرح زیر است:

1. اندیشیدن: برای راهیابی به مجهولات و حل مشکلات.

2. ابتکار: برای رفع نیازهای مختلف، مقابله با حوادث گوناگون، اختراعات و اکتشافات.

3. حافظه: برای نگهداری انواع معلومات که از طریق حس یا تفکر و اندیشه برای انسان حاصل شده است و بعد طبقه بندی و بایگانی آنها و سپس یادآوری به هنگام لزوم.

4. تجزیه و تحلیل مسائل: برای پیدا کردن علل و ریشه های حوادث از طریق جدا کردن مفاهیم ذهنی از یکدیگر و بعد ترکیب آنها با هم و سپس رسیدن به علل و نتایج حوادث.

5. تخیل: یعنی ایجاد صورتهای ذهنی که احیانا در خارج وجود ندارد بعنوان مقدمه ای برای فهم مسائل جدید.

6. تصمیم و اراده: برای انجام کارها، یا متوقف ساختن و یا دگرگون کردن آنها.

7. محبت و دوستی، دشمنی و دهها پدیده دیگر که در اعمال انسان اثرات مثبت یا منفی دارد[6].

ابعاد روح انسان:

الف) بُعْدِ ادراکی یا علمی

ب) بُعْدِ گرایشی یا ایمانی

- بعد ادراکی:

الف) ادراکِ نظری: شناختِ انسان از هست ها و نیست های جهان؛ مثل فلسفه، عرفان و همۀ دانش­های دیگر و.

ب) ادراکِ عملی: علومی که برای عمل کردن می­آموزیم، مثل اخلاق، سیاست و فنونی که مقدمه عمل است.

ادراک نظری از 2 طریق حاصل می شود:

الف) باواسطه یا آموختنی (حصولی)،که به واسطه صورت ذهنی بدست می آید و معمولاً با خطا و فراموشی همراه است؛ مانند علم ما به پدر ، مادر و اشیاءِ بیرونی و اعضای جسمانی خود، اگر به تصور آتش توجه نماییم می بینیم که خود آتش خارجی به ذهن ما نمی آید وگر نه موجب سوزاندن ذهن می شد بلکه صورتی از آن پیش ماست.

ب) بی واسطه یا غیرآموختنی (غیراکتسابی، حضوری، شهودی): دراین ادراکات اصل معلوم نزد ماست نه صورت آن مانند علم ما به ذات و نفسِ خودمان یا علم ما به درد و غم و شادی خود. ادراک حضوری کم خطاترین علوم است.

نکته: مبنای همه ادراکات و علوم حصولی انسان ادراک حضوری او بویژه ادراک نفس اوست.

علم انسان به خداوند در اصل شهودی و حضوری است.

به نظر شما تصور ذهنی که ما از صندلی داریم حضوری است یا حصولی؟

مسلماً حضوری است، زیرا انسان بدون واسطه به تصورات ذهنی خود علم دارد. یعنی؛ علم ما به صندلی بیرونی حصولی است.

- علم انسان حصولی و حضوری است ولی علم خداوند حضوری است .

- انسان معمولاً از حضور خداوند و شهود او یک تصور هم میسازد که در علم حصولی با آن سروکار دارد .

مشترکات و تفاوت های انسان و حيوان

الف - جنبه­هاي مثبت؛

- انسان در جسمانيت با حيوان اشتراکات بسيار دارد (غرایز)، اما از لحاظ روحي تفاوت عميقي با هم دارند (فطرت الهی).

- انسان نسبت به حيوان شناخت بسيار گسترده اي دارد.

- انسان از حيث ابزار سازي و منابع آن داراي برتري کاملي نسبت به حيوان است.

- انسان داراي عقل مي باشد.

- انسان داراي گرايش­هاي معنوي خاصي مي­باشد.

1- گرايش به دانايي

2- گرايش به زيبايي

3- گرايش به اخلاق (خیر و نيکويي)

4- حس تقديس و پرستش

- برتري در آفرينش دارد. = در کل جهان آفرينش از موقعيتي ممتاز و منزلتي والا برخوردار است.

- خليفه خداوند در زمين است. (بقره:30) انسان داراي استعداد تکويني و قابليت­هاي غيرمتناهي است.

- برترين ظرفيت علمي را داراست = خداوند به او علم خاصي آموزش داده است.

- انسان مقام آموزگاري فرشتگان را دريافت نموده است. (بقره33-31)

- امانتدار الهي است. (احزاب:72) احتمالاً اين امانت همان تکليف و اختيار مي­باشد .

- جهان کارگزار آدمي است (لقمان :20)

- انسان مسجود فرشتگان است. (بقره 34)

- خداوند به انسان کرامت ذاتي داده است. (اسراء 70)

ب‌- جنبه منفي وجود انسان

ستم­گر و نادان (احزاب72)،

بسيار ناسپاس (حج 66)،

سرکش و طغيان گر (علق 6)،

تنگ چشم (اسراء 100)،

حريص (معارج 19)،

عجول و شتاب­گر (اسراء11)

و مجادله گرترين آفريدگار الهي (کهف 54)

* جبر و اختيار

پرسشي کهن: آيا انسان ها اسير جبر هستند يا داراي اختيار مي باشند؟

سه گونه پاسخ داده شده است:

1. انسان اسير جبر مطلق است - موقعيت ها و حوادث، گوياي جبر هستند؛

2. انسان داراي اختيار مطلق است- اختيار امري وجداني و معلوم حضوري است؛

3. زندگي انسان آميخته­اي از جبر و اختيار مي باشد.

اختیار و امر بین الامرین

شیعه به پیروی از معصومین علیهم السلام عقیده دارد که با وجود مشیت الهی، انسان در کارها و افعالش دارای اختیار است قبلا اشاره کردیم که گروهی از اهل تسنن به خاطر انگیزه های سیاسی و غیر معتقد به جبر شدند اینها با این اعتقاد بر سر دو راهی قرار گرفتند زیرا طبق آیات صریح قرآن و به ضرورت دین اسلام خداوند نیکوکاران را به بهشت و کفار و بدکاران را به دوزخ می‌برد.

اینجا در برابر این سوال قرار گرفتند که اگر انسان در کارهای خود مجبور است ثواب و عقاب) بهشت و دوزخ) در برابر اعمال غیر اختیاری چه معنایی دارد و چگونه با عدالت خداوند سازگار است؟

لذا معتقدین به جبر ناچار شدند ه یا جبر را بپذیرند و عدالت را انکار کنند و یا عدل را پذیرا شده و جبر را رد کنند و همانگونه که در بحثهای قبل گفتیم اینها عدالت را رها کردند و معتقد به جبر شدند. وجود اختیار و قدرت انتخاب و تصمیم گیری، یک امر بدیهی و غیر قابل انکار است در عین حال گروهی با فطرت و وجدان خویش هم مخالفت کرده و نپذیرفتند و گروه دیگری در مقابل تفویضی شدند در نتیجه در این بحث سه نظریه وجود دارد:

1. جبر و بی اراده گی: پیروان این نظریه می‌گویند انسانها در اعمال و رفتار خود کوچکترین اراده ای ندارند و بشر مانند ابزاری بی شعور در دست استاد است و آنچه واقع می‌شود همان مشیت خداوند است.

2. تفویض یا واگذاری: پیروان این نظریه می‌گویند خداوند انسان را آفرید و او را با دستگاه مغز و اعصاب مجهز کرده و کارهایش را به خودش واگذار نمود بنابر این خداوند هیچ تاثیری در افعال و رفتار انسان ندارد و فضا و قدر هم اثری ندارند.

مذهب اختیار

این عقیده را شیعه به پیروی از بیانات امامان معصومش اختیار کرده است یعنی: سرنوشت انسان به دست خود اوست و در اعمال و رفتارش صاحب اختیار می‌باشد اما با خواست خداوند و با اثری که برای قضا و قدر الهی هست، یعنی در یک پدیده و یک عمل انسانی دو اراده تاثیر می‌کند) اراده خداوند و اراده انسان) و تا این دو اراده نباشد عملی واقع نخواهد شد، البته این دو اراده در عرض یکدیگر نیست (یعنی از باب تاثیر دو علت در معلول واحد نیست) بلکه در طول یکدیگر است یعنی همانگونه که وجود هر موجودی در سایه وجود الهی و قدرت هر قادری بسته به قدرت خداوند است و علم هر عالمی در پرتو علم اوست همین طور اراده و اختیار هر مختاری در پرتو اراده و اختیار خداوند متعال است.

بنابراین انسان برای انجام اعمال و رفتار خودش اراده و اختیار می‌کند اما این اختیار و قدرت را از خداوند متعال دارد یعنی در سایه قدرت و اراده خداوندی می‌تواند اراده کرده و کاری را انجام دهد این است معنای: و ما تشاوون الا ان یشاء الله رب العالمین؛ (سوره تکویر، آیه آخر) شما نمی‌خواهید و اراده نمی‌کنید جز آنکه خدا بخواهد 1 یعنی اراده شما خواست خداوند است نه اینکه عمل شما خواست و اراده خداوند باشد[7].

اشاعره با تکیه نادرست بر توحید افعالی قائل به جبر شده و عدل خداوند را زیر سوال بردند و معتزله قائل به استقلال مطلق انسان شدند (تفویض) و عملا توحید افعالی را مورد انکار قرار داده و دچار شرک افعالی شدند ولی شیعه به پیروی از امامان معصومش راهی را در پیش گرفت که از افراط و تفریط دور است این راه همانست که در روایات و احادیث اهل بیت علیهم السلام به (امر بین الامرین) تعبیر شده است.

- احادیث معصومین در مذهب اختیار:

احمد بن محمد می‌گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم: بعضی اصحاب ما قائل به جبر و بعضی قائل به استطاعت (تفویض) هستند حضرت فرمود: بنویس علی بن الحسین علیه السلام فرمود خدای عزوجل فرمود: ای فرزند آدم به خواست من، تو اراده می‌کنی و به قوه و قدرت من واجبات مرا انجام می‌دهی و یا نعمت من بر معصیت من قوت و قدرت پیدا کردی، تو را شنوای بینا قرار دادم، هر خوبی که به تو می‌رسد از خداوند است و هو بدی که به تو می‌رسد از خود توست زیرا من به خوبیهای تو از تو سزاوارترم و تو به بدیهایت از من سزاوارتری زیرا من از آنچه انجام می‌دهم سوال و بازخواست نمی‌شوم و آنها سوال و بازخواست می‌شوند، آنچه اراده داشتی برایت منظم کردم[8].

یکی از اصحاب از امام صادق علیه السلام پرسید؟ آیا خداوند بندگانش را بر اعمالشان مجبور ساخته است؟ حضرت در پاسخ فرمود: خداوند عادلتر از آن است که بنده ای را مجبور به کاری کند سپس او را بر انجام آن مجازات نماید[9].

در حدیث دیگری امام رضا علیه السلام جبر و تفویض را رد کرده و در جواب یکی از اصحاب که پرسید آیا خداوند کارها را به بندگان واگذار و تفویض نمود؟ فرمود: الله اعز من ذلک خداوند تواناتر از آن است که چنین کند پرسید آیا آنها را مجبور بر گناهان کرده؟ فرمود: الله اعدل و احکم من ذلک خداوند عادلتر و حکیم تر از آن است که چنین کند[10].

- راه حل روشن برای مساله جبر و ختیار:

وجدان عمومی و فطرت همگانی یکی از روشنترین دلائل اختیار است و طرفداران اختیار و حتی جبریون عملا اصل اختیار و آزادی را پذیرفته اند لذا می‌بینیم:

1 همه نیکوکاران را مدح و تمجید می‌کنند و بدکاران را ملامت و سرزنش می‌کند، اگر جبر بود و انسانها در رفتارشان بی اختیار بودند، تمجید و تعریف نیکوکاران یا سرزنش بدکاران معنایی نداشت.

2 همه در تعلیم و تربیت فرزندان خود کوشش می‌کنند اگر انسانها مجبور بودند تعلیم و تربیت مفهومی نداشت.

3 انسان گاهی از اعمال گذشته خویش پشیمان می‌شود و تصمیم می‌گیرد در آینده از تجربه گذشته استفاده کند اگر در کارهایش مجبور بود پشیمانی نداشت و تصمیم برای آینده معنایی نداشت.

4 در تمام دنیا مجرمان و بدکاران را محاکمه و مجازات می‌کنند و اگر آنها در رفتارشان مجبور بوده اند، محاکمه و مجازات آنها صحیح نیست.

5 انسان در خیلی از کارها فکر می‌کند و اگر فکرش به جایی نرسد با دیگران مشورت می کند، اگر انسان مجبور بود فکر و مشورت چه تاثیری داشت[11].

تمرین و تفکر

- سوالاتی برای تمرین و تحقیق و پژوهش :

1- اهمیت شناخت خویشتن و حقیقت انسان چه می باشد؟

2- ابعاد روح انسان و جنبه های مثبت و منفی آدمی را بنویسید.

3- آيا انسان ها اسير جبر هستند يا داراي اختيار مي باشند؟

4 - نظریه های جبر، تفویض و اختیار را معنی کنید.

5 - نظر شیعه درباره اختیار انسان چیست؟

6 - حدیث حضرت علی بن الحسین علیه السلام در مذهب اختیار چیست؟

7 - راه حل روشن مساله جبر و اختیار را بیان کنید.


[1] . غرر و درر، واژه عرف.

[2] . همان.

[3] . همان.

[4] . همان.

[5] . همان.

[6] . ناصر مکارم شیرازی، پيام قرآن، جلد 2، بحث روح.

[7]. گمشده شما، محمد یزدی.

[8]. قال علی بن الحسین علیه السلام قال الله عزوجل: یا بن آدم بمشیتی کنت انت الذی تشاء و بقوتی ادیت الی فرایضی و بنعمتی قویت علی معصیتی جعلتک سمیعا بصیرا ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک و ذلک انی اولی بحسناتک منک و انت اولی بسیئاتک منی و ذلک انی لا اسئل عما افعل و هم یسئلون قد نظمت لک کل شیء ترید.( اصول کافی، باب امر بین الامرین، حدیث 12).

[9]. الله اعدل من ان یجبر عبدا علی فعل ثم یعذبه علیه؛ (بحارالانوار، جلد 5، صفحه 51).

[10]. اصول کافی، باب امر بین الامرین، حدیث 3.

[11]. تفسیر نمونه، جلد 26، صفحه 64 (با تلخیص).